kooch
menu

کولی وار چرخ می زنم و می رقصم و میان سرگیجه ای از آواز، در خلسه ای شورانگیز، مست میشوم… پرده ی هراس را با هر چرخی که روی پنجه ی پا بلندم می کند و میان موهای مواج در باد رهایم میکند، میدرم. سبک می شوم، رهاتر از پرهای آن فاخته ای که

ادامه مطلب
17+

سالها طول کشید تا فهمیدم “زندگی”، که گمان میکردم یک بازی و شبیه یک خواب طولانی ست، بیشتر شبیه قصه است! و ما راوی دنیایی از ماجراییم که فقط “ترین ها”یش را بخاطر داریم. تلخ ترین ها، لذت بخش ترین ها، و گاهی بجای نوشتنِ آنچه بوقوع پیوسته، دوست داریم آنچه را که میخواستیم اتفاق […]

ادامه مطلب
9+

دیشب، غرق پرسش هایی فلسفی، خواب را از دیگران هم دریغ کردم. با حوصله به من پاسخ میدادند ولی از آغاز می دانستم، منبعِ درایت و آگاهی و تحلیل هایشان، خود، از ریشه مسموم و پوچ است. با این حال نگاه میکردم به عزیزان خود که چگونه مشغول خودفریبی اند، مبادا تیغ تیز بازی این […]

ادامه مطلب
13+

وقتی از من دوری دنیا را بهتر می بینم. بودنت، دیدگانم را بین وسعت بازوانت، محدود می کند.. آنجا که من سالها چون کودکی خسته معصومانه در آن به خواب می روم .. تو در گوشم زمزمه می کنی و من در حالتی خلسه وار بین خواب و بیداری گمان می کنم رویاهایم به حقیقت […]

ادامه مطلب
12+

برخلاف تمام اوقاتی که سکوت، تنها همدم لحظات زندگی من بوده است، و اگر گفتگویی بوده، ساعت های خلوت شب، در درونم اتفاق می افتاد، با تو که صحبت می کردم “زمان” و “مکان” اولین چیزهایی بودند که مفهوم خود را به بی وقفه حرافی های من می باختند! برای همین وقتی میخواهم برایت حرف […]

ادامه مطلب
19+

پیش نوشت:لیلا دیشب شعری از اریش فرید برایم فرستاد که مرا یاد مطلبی انداخت که مدتی قبل ذهنم را به خود مشغول کرده بود و در موردش مطالعه کرده بودم. این پست را در پاسخ به لیلا و گفتگویی که قبلا باهم داشتیم می نویسم.   . “من از یاد می‌برم آن‌چه ‌را که یاد […]

ادامه مطلب
17+

امروز داشتم فکر میکردم وقتی بمیرم چی میشه؟ بعد تنها جوابی که دادم این بود که: کاش می شد کتابامو با خودم می بردم. اونجا هرجا و هرشکل که باشه، بدون “کتاب” خیلی بی خاصیته و حوصله م سر میره! حوری و پری هم اگه مدام دور آدم  بپلکن و اوقاتی رو صرف تعمق و […]

ادامه مطلب
18+

در کسب و کار اصطلاحی داریم به نام (Sunk Cost (effect که ترجمه شده: اثر هزینه ی ریخته شده. و زمانی اتفاق می افتد که ما روی کار یا چیز مشخصی سرمایه گذاری می کنیم و حتی اگر توجیهی برایمان نداشته باشد، سعی می کنیم آن را ادامه دهیم چون از نظر روانی، خود را […]

ادامه مطلب
15+

گاهی نمیخواهیم حقیقت را باور کنیم، ولی این خللی در وجود آن حقیقت ایجاد نمیکند. هست، نمیخواهیم ببینیمش. فریاد می زند، دلمان نمیخواهد به دادش برسیم. انکارش میکنیم و گاهی با تمام وجود با تبر به جان ریشه اش می افتیم، ولی او جایی دور از ما،در جان گمشده ای جوانه می زند. هرچقدر هم […]

ادامه مطلب
18+

از اتفاقات بیرونی می توان جان سالم به در بُرد؛ مثل وقتی که ورشکست می شوی یا زمین می خوری. دوباره برمیخیزی و تلاش میکنی یا نهایتاً راهی برای فرار جستجو میکنی. . ولی از اتفاقات درونی نمی توان فرار کرد و معمولاً عظیم ترین اتفاقات زندگی در درون آدمی می افتد. مثل وقتی که

ادامه مطلب
18+
Page 5 of 9« First...34567...Last »
Protected by استضافة اجنبية